|
محمد رضا ديار اين روزهاي عزادار باراني... آنچه امروز در فلسطین میگذرد وهمه از رسانه شاهد آن هستیم وگاهی از سر ولنگاری وبی خیالی یا عادی شدن امر جنایت آن را با عوض کردن کانال تلویزیون حذف می کنیم جنایتی است به تمامی علیه بشریت به زبان روشنفکران فرانکفورتی عدم عقلانییت عقلانییت!!! نمی دانم چرا فکر میکنم این عبارت برای تبیین جنایت هایی اینچنین هولناک عبارتی سوسولی است وآدم را به یاد گپی روشنفکرانه می اندازد که چند روشنفکر حالا توی کافه ای مثلا توی پاریس نشسته ودر حالی که قهوه وشیرشان را می خورند با ژست هایی انسانی بال بال زدن کودکان در حال مرگ که در کیلومترها آنطرف تر قربانی جنایت شدهاند را تبیین فلسفی بنمایند. مساله فلسطین مساله مردم خاورمیانه ای عرب نیست که چون تابوتی برکناره های دریای سرخ ومدیترانه آرمیده است و سران عرب از عربییت فقط دشداشه و اگال چفیه و رقص شمشیر را بلدند ودر باقی امور دست نشانده جهان مسلط اند . این مردم حدود شش دهه مبارزه وتحمل آوارگی وجنگ خواهان مصالحه ای هستند که منافع ملی وارضی آنها را تامین کند اما سؤال اساسی اینجاست که چه چیزی باعث شد نیرویی حاشییه ای که در اواخر عمر یاسر عرفات کم کم قدرت مند شد وقوام گرفت (حماس )به طوری که توانست از طریق انتخابات قدرت نخست وزیری را به دست بگیرد وحالا به نیرویی عمده تبدیل شده است صرف نظر از بنیاد گرا بودن حماس اما از آنجا که آنها بازیگران صحنه گردانان دیگری هستنند باید به پرسش کشیده شوند وبر چرایی حضور آنها درصحنه فلسطین پرتوی افکند شاید این تحلیل که خود اسرائیل از قدرت گرفتن حماس سود برده است کمی گیج کننده وتا حدودی خنده دار باشد اما اگر به چگونگی شکل گیری حماس دقیق تر نگاه کنیم این تحلیل هم نمی تواند بسیار دور از واقعیت باشد حداقل اینکه به نوعی اسرائیل از حضور حماس سود بیشتری میبرده تا حضور گروههای قدیمی تری مثل سازمان الفتح که نسل روشنفکران قدیمی همواره پشتیبان آنها بوده اند .توافق یاسر عرفات با اسرائیل در کمپ دیوید می توانست نقطه روشنی برای صلح و شکل گیر ی دولت فلسطینی باشد .یاسر عرفات می دید گلوی مردم اش زیر چکمه ی اسرائیل است او که سالها برای آزادی فلسطین مبارزه کرده بود بهتر از هر جریانی که از دور دستی به آتش داشتند ودر همه ی مواقع نیتی جز سوءاستفاده و بهره برداری سیاسی از مسأله فلسطین نداشته اند وضعیت مبارزه ،مردم اش ودشمن اش را می شناخت .او می خواست مردم اش پس از سالها مبارزه و بی خانمانی وقربانی ترور و جنگ شدن به صلحی عادلانه و.پایدار برسند یاسر عرفات درآن وضعیت به کمپ دیوید رفت اما چون شرایط تحمیلی اسرئیل وغرب رانپذیرفت درخانه اش حبس ودر نهایت ترور شد .اسرائیلی ها شیخ یاسین را دردوره ای آزاد کردند که یاسر عرفات در اوج محبوبیت بود واکثر گروها ومردم روی عرفات توافق داشتند .اینکه شیخ یاسین چگونه از زندان آزاد شد واسرائیلی ها چه منافعی در آزادی شیخ داشتند در ابهامی شتابنده ماند وشیخ از زندان که آزاد شد با گرفتن مواضعی رادیکال وتند توانست در میان فلسطینیان جایگاهی پیدا کند و قسمتی از عقبه ی نیروهای یاسر عرفات را به سمت خود بکشاند ا اینگونه بود که ان اتفاق نظر که عرفات را بر صدر می نشانددر میان توده ی مردم کمی رنگ باخت .عرفات را خائن خواندند تاپشت او را خالی کنند وعرصه ر برای شیخ یاسین و بعدحماس آماده کنند همین دیگران به اصطلاح حامي فلسطين جلوی توافق حماس والفتح را گرفتند .حماس والفتح برای مسأله خودشان-فلسطین –تا پای میز مذاکره رفتند اما دیگران نگذاشتند به توافق برسند ودر این بین جریان حماس را تحریک کردند تا نقض آتش بس کند اما آیا حماس نمی دانست واکنش اسرائیل برای مردم غزه بسیار خونبار خواهد بود . دیپلماسی با ایده ال گرایی غیر منطقی نمی خواند نمی توان معادلات سیاسی یک منطقه بحران زده با ایده ال گرایی غیر منطقی تغییر داد حماس باید به آتش بس متعهد می بودوبا الفتح برسر مساله ی حیاتی شان به مذاکره می نشست . در کنفرانس سران عرب در لبنان اسرائیل طبق توافق باید به پشت مرزهای جنگ شش روزه ی اعراب واسرائیل در قبل از ژوئن 1976 برمیگشت ودو دولت مستقل اسرائیلی وفلسطینی شکل میگرفت اما آن دیگران مزورانه نگذاشتند که دولت مستقل فلسطینی شکل بگیرد.ودرست به خاطر این دخالت ها وتحریکات دیگران است که این فاجعه بعد از صبرا وشتیلا دوباره تکرار میشود اما برما چه رفته است که اینگونه خاموش تماشاچییان منفعل این جنایتیم آنجا کودکان به دنیا نیامده می میرند اینجا ما پناه برده ایم به دنج خانه هایمان ولی آن طرف ترتوی ینگه ی دنیا توی شیکاگو ونیویورک ،توی پاریس ولندن وکاراکاس ...صدای خشم مبارزان برای صلح وعلیه جنایت روز به روز بیشتر غلیان میکند .تقابل دموکراسی صوری ولجام گسیخته ی نئولیبرال ها وجنبش های اجتماعی که علیه جنایت وسانسور به پاخواسته اند نمودی از یک مبارزه تمام عیار در سطح بین الملی است این مبارزه که در صف مقدم آن نیروی رهایی بخش انتر ناسیونال کارگری راه را مینماید مبارزه ای است علیه جنایت وخفقان شبه دموکراسی نئو لیبرال وعلیه نخبگان علیل آن. ما خواستار آنیم که دست در دست هم مستقل از تحمیل سیستم سیاسی موجود به خیابان ها بریزیم وبراین جنایت علیه بشریت اعتراض کنیم .ما باید جبهه ای ضد جنگ تشکیل دهیم ،ما بایید خود تعیین کننده باشیم که چه موقع ،کجاوچگونه دست به اعتراض بزنیم ما باید خود شکل این اعتراض ها را تعین کنیم .آنها که در فرودگاه ودر دم در مجلس یا توی میدان فلسطین؟!!! تحصن میکنندبه اعتقاد ما تحصن آنها فرمایشی است چرا که آنها خود دراین فاجعه مقصرند . سوال اساسی اینجاست چرا نباید جریان روشنفکری ما توان بسيج نيرو هاي صلح طلب و ضد جنگ را در اين برهه از زمان و در اين گونه مواقع ندارد سازمان روشن فكري به مفهومي كه گرامشي از آن بحث مي كند در جامعه ما شكل نگرفته است به دو دليل يكي اينكه روشنفكري ما در حاشيه دانشگاه شكل گرفته و سيستم هاي سياسي سابق تا به امروز اجازه حضور در سطح دانشگاه را ندادهاند و دوم اينكه جريانهاي روشنفكري وفعالين سياسي و كارگري ما در طول تاريخ معاصر به صورت جزيرههايي پراكنده در ميان توده و طبقهكارگر سر بر آورده و عموما با ايدههاي مغلوط و وارداتي سعي در تبيين تحولات اجتماعي داشته و درك درستي از طبقات اجتماعي جامعهي ايران و جنبشهاي اجتماعي ما نداشتهاند، اگر در فرانسه جنبش ملي مقاومت شكل ميگيرد به خاطر آن است كه اين جنبش يك كل ارگانيك و واحد است درست مثل آنچه در الجزاير گذشت و مثل انچه جبههي ساندنيستها در نيكاراگوئه بود و آنچه باعث پيروزي انقلاب در كوبا شد. وجه مشترك همهي اين جنبشها رسيدن به يك وحدت عمل و درك درست از شرايط پيش رويشان بودهاست. مسئوليت روشنفكران متعهد در اين روزهاي عزا دار باراني ايجاد جبههاي مستقل عليه جنگ و كشتار است جريان روشنفكري ما بايد بتواند در جبهاي متحد دست به اعتراض و تحصن بزند و اين خود يك پراتيك اجتماعي دوسويهاي است كه از يك سو موجوديت خود را به عنوان يك جبهي دمكراتيك و متحد عليه هر گونه جنايت و فاجعه، رهبري يك جنبش اجتماعي عيني بدست ميگيرد و ميتواند از حمايت جنبش طبقهي كارگر در ايران، جنبش زنان و جنبش دانشجويي براي اين مهم سود ببرد و به صورت غير مستقيم در جهت تعميق مقاومت اجتماعي و مدني عليه وضعيت رخوت ناك داخلي از آن سود جست. از سوي ديگر اين جبهه با پشتيباني نيروهايي كه در بالا از آن صحبت شد و همگام با جبهي جهاني ضد جنگ عليه جنايت انساني كه در غزه اتفاق ميافتد و عليه سانسور و خفقان شبه دمكراسي نئوليبرال دست به مبارزه بزند. |
|

